متن تلقينات ج : روي اين صندلي بنشين، بدنت را شل و راحت بگير، ميخواهم با كمك شما و تلقينهاي من دهانت باز شود، يك نفس آرام و عميق بكشيد و فقط به دهانتان فكر كنيد و به من گوش كنيد، به اون نقطه بالا روي سقف خيره شويد، انگار پلكهايت لحظه به لحظه سنگين و سنگين تر ميشود، بطوريكه با هر نفسي كه ميكشيد پلكها بهم نزديك و نزديكتر مي شود، همانطور كه حس مي كني پلكها دارد سنگين مي شود و اختيارش به دست شما نيست، حس مي كنيد نمي توانيد چشمهايتان را باز نگه داريد انگار كه ناخودآگاه شما طوري روي خودآگاهتان اثر گذاشته كه بي اراده چشمهايتان بسته مي شود، در همين لحظه متوجه احساس بخصوصي در لبهايتان مي شويد، احساسي مثل سبكي يا بي حسي، فقط سعي كنيد كه خوب حواستان را در لبهايتان متمركز كنيد، افراد از نظر حسي با هم متفاوت هستند، هر كسي يكنوع بي حسي را تجربه مي كند اما در هر حال شما خيلي زود اين بي حسي و سبكي را در لبهايتان احساس مي كنيد، مثل اينكه لرزشهاي خفيفي در لبهايت شروع شده، انگار خودت هم داري كمك مي كني انگار لبهايت نه مال من است نه مال تو، ما با هم روي آنها اثر مي گذاريم، اين حس سبكي لب و دهانتون هر لحظه بيشتر و بيشتر مي شود، همين طور كه داري به من گوش مي دهي به لب و دهانتون فكر كنيد كه دارد سبك و سبكتر مي شود تا چند لحظه ديگر حس مي كنيد كه اين لرزشها تبديل به فاصله گرفتن لبهايتان از هم مي شود، انگار نيروئي لبهايتان را از هم دور مي كند، همينطور كه لب بالايت شروع به بالا رفتن مي كند احساس سبكي خاصي در دهان و فكت ميكني بطوريكه اين حس نميگذارد كه لبهايت دوباره به طرف همديگر حركت كند، لب بالاتون بالا و بالاتر ميرود و آنقدر فكهاتون از هم باز مي شود كه انگار اختيارشون نه دست من هست نه دست شما، آفرين، حالا احساس مي كنيد لب و دهنتون هيچ حسي ندارد، انگار فكتون هم هيچ وزني ندارد، حالا من تا شماره 6 مي شمارم و با هر شمارشي كه انجام مي دهم و مشغول شمردن هستم هم خلسه شما عميقتر مي شود و هم دهان شما بي حس تر و سبكتر و لبهاي شما بازتر، بطوريكه با هر شمارش من خلسه شما آنقدر عميق شده كه هر وقت گفتم از خلسه بيرون بيا هيچ مسئله اي را بخاطر نمي آوريد و انگار كه زمان طوري متوقف شده كه شما اصلا در مرحله خلسه نبوديد. پس هر وقتي در آينده كه من كاري را به شما بگويم ناخودآگاه انجام مي دهيد و هر وقت كه شروع به شمارش معكوس از 6 به 1 كردم پلكهايت سبك و سبكتر مي شود انگار كه دارد از هم باز مي شود و همينطور با هر نفسي كه مي كشيد احساس مي كنيد فكتون سنگين و سنگينتر مي شود،بطوريكه احساس مي كنيد لبهاتون هم دارد بهم نزديك مي شود، نزديك و نزديكتر، چشمهايت باز و بازتر، حالا ميشمارم 6،5،4،… آفرين،يك نفس عميق بكش، حالا يك احساس خوب و سبكي داري.
نقد تکنيک.......
سوالات اصلی در نقد تکنيکها......
متن تلقينات د: من مي خواهم كاري كنم كه دهان شما باز شود و در همان حالت باقي بماند. حالا خيلي راحت روي اين صندلي بنشين، چشمهايت را ببند و فقط به حرفهاي من توجه كن فقط روي صحبتهاي من تمركز كن، بدنت را شل كن، خيلي شل، سرت را بال بياور بطوريكه چانه ات در خط افق قرار بگيرد، خوب است من تا 10 مي شمارم حالا با شمارش من تمام بدنت شل مي شود و احساس خواب آلودگي پيدا مي كني، هر لحظه كه مي گذرد اين احساس آرامش و خواب آلودگي تو بيشتر مي شود، يك، خيلي خواب آلوده شده اي و تمام بدنت آرامش دارد، دو، عميقتر به خواب ميروي خيلي عميق (تن صدا را پائين مي آوريم)، سه، گرمي و خواب آلودگي تمام بدنت را گرفته، چهار، عميقتر و عميقتر، فقط به خواب فكر كن، صداي من شما را خواب آلوده تر مي كند، پنج، عميقتر و عميقتر، شش، خيلي احساس سنگيني و خواب آلودگي داري، همزمان با اين حالت لبهايت از هم فاصله مي گيرد، خوب است، دوست داري با دهان نفس بكشي، هفت، در خواب عميق فرو ميروي بيشتر و بيشتر و همزمان فك بالا و پائين تو از هم فاصله مي گيرد، انگار نيروي جاذبه زمين فك پائين تو را به سمت پائين مي كشد، بيشتر و بيشتر، هشت، با هر نفسي كه از دهان مي كشي دهانت بيشتر باز مي شود، آفرين خيلي خوب است باز هم بيشتر فقط به صداي من گوش ميدهي و هر چه من بگويم و تو هم بخواهي انجام مي دهي، حالا دهانت باز باقي مي ماند مگر اينكه من بگويم، از اين به بعد در آينده به محض اينكه بگويم چشمهايت را ببند و دستم را روي پيشاني ات بگذارم، دهانت باز مي شود و باز باقي مي ماند تا وقتي كه من بگويم.
نقد تکنيک.......
سوالات اصلی در نقد تکنيکها.....
متن تلقينات ه : پس از سلام و احوال پرسي با بيمار و اطمينان دادن از اينكه مي تواند يك درمان خوب و بدون درد داشته باشد بيمار را روي صندلي مي خوابانيم و شروع مي كنيم: خوب، حالا راحت روي صندلي بنشين و سعي كن كاملا راحت باشي ، دستها را كنار بدن بگذار و به اين نقطه نكاه كن، (نقطه اي كه كاملا بالاي سر بيمار باشد) خيلي خوب است، حالا فقط به صحبتهاي من گوش كن و سعي كن به هيچ صداي ديگري به جز صداي من گوش ندهي، حالا كم كم احساس مي كني كه چشمهاي تو مي سوزد و اشك در آن جمع شده است و پلكها شروع به بالا و پائين رفتن مي كنند و همين طور سنگين و سنگينتر مي شوند، سنگين و سنگين … و پس از مدتي بسته مي شوند، آنقدر سنگين شده اند كه نمي تواني از بسته شدن آنها جلوگيري كني و مايلي هر چه سريعتر پلكهايت را ببندي، خيلي عالي است. حالا آنقدر پلكهايت به هم چسبيده اند كه به هيچ عنوان نمي تواني آنها را باز كني سعي كن، ببين نمي تواني، خوب حالا با شمارش من از 1 تا 5 دهان تو آهسته باز مي شود و تا وقتي كه من نگفته ام نمي تواني آن را ببندي. يك، دهان تو آهسته و كم كم باز مي شود، دو، احساس مي كني كه دهانت ناخودآگاه و بدون اراده تو باز مي شود و تو نمي تواني از باز شدن آن جلوگيري كني خيلي عالي است باز و بازتر مي شود، سه، همين طور باز و بازتر مي شود و خودت را آماده مي كني تا بدون خستگي آن را باز نگه داري، چهار، همين طور باز و بازتر مي شود و بعد از اينكه ئبهايت كاملا باز شد تا دستم را روي شانه ات نگذاشته ام نمي تواني آن را ببندي، بسته شدن دهانت به هيچ عنوان دست خودت نيست، انگار كه يك چوب مانع بسته شدن دهانت مي شود، با شمارش 5 دهانت كاملا باز مي شود و از اين به بعد در مراجعات بعدي هر وقت كه من به تو گفتم دهانت باز مي شود و بدون خستگي دهان باز مي ماند. انگار كسي يك قاشق لاي فك بالا و فك پائين قرار داده و تا وقتي كه اين قاشق برداشته نشده نمي تواني آن را ببندي، پنج، فكها كاملا از هم باز شده و در همان حالت باز قفل شده اند.
نقد تکنيک.......
سوالات اصلی در نقد تکنيکها.......
متن تلقينات و : روي اين صندلي بنشين، خيلي راحت، حالا باهم كاري مي كنيم كه تو آنقدر روي صندلي احساس راحتي و شلي كني كه انگار با چسب تو را به صندلي چسبانيده باشند و نتواني بلند شوي، حالا به خط صاف ما بين سقف و ديوار نگاه كن، سرت بالا باشد، همانطور كه به آن نقطه نگاه مي كني پلكهايت سنگين مي شود، احساس سوزش و اشك مختصري در چشمهايت پيدا مي شود، بيشتر و بيشتر، هر چه زمان بيشتر مي گذرد پلك زدنهاي تو بيشتر مي شود، احساس سنگيني و خواب آلودگي زيادي در چشمهايت پيدا شده طوري كه نمي تواني جلوي سنگيني پلكهايت را بگيري، بيشتر و بيشتر، حالا كم كم چشمهايت بسته مي شوند و تو در خواب عميقتري فرو مي روي، عميقتر، خيلي عميقتر، همانطور كه به خواب عميق فرو مي روي سنگيني بيشتري در بدنت احساس مي كني، بدنت سنگينتر مي شود، خيلي سنگين انگار كه به صندلي چسبيده اي، هر چه سعي مي كني بلند شوي نمي تواني يا انگار كه لباست را به صندلي دوخته اند، هر چه خوابت عميقتر مي شود اين سنگيني و چسبندگي در تو بيشتر مي شود، طوري كه وقتي چشمهايت را باز كردي هر چه سعي كني نمي تواني از روي صندلي بلند شوي.
نقد تکنيک.......
سوالات اصلی در نقد تکنيکها.......
متن تلقينات ز : پس از سلام و احوال پرسي از او مي خواهيم كه روي صندلي كاملا راحت و ريلكس بنشيند و به هيچ چيز فكر نكند و كاملا به صحبتهاي ما گوش دهد. توجه او را به يك نقطه جلب مي كنيم كه بالاي سرش باشد و از او مي خواهيم كه فقط به اين نقطه نگاه كند، حالا آهسته آهسته چشمهايت مي سوزد و خسته مي شود و اشك در آن جمع مي شود و شروع به پلك زدن مي كني، سريع تر و سريع تر پلك مي زني و احساس مي كني كه پلكها سنگين و سنگين تر مي شوند، سنگين و سنگين تر، انگار كه يك وزنه 10 كيلوئي به اين پلكها آويزان شده اند و آنها را به طرف پائين مي كشند، خيلي خوب است، تو هيچ مقاومتي در مقابل بسته شدن پلكهايت نمي تواني بكني و مايلي هر چه سريعتر آنها بسته شوند، خيلي خوب است، آنها طوري بهم چسبيده اند كه هر چقدر هم بخواهي نمي تواني آنها را باز كني، چون آن وزنه 10 كيلوئي نمي گذارد كه تو پلكهايت را از هم باز كني مگر اينكه من به تو بگويم، حالا يك آرامش خاصي در بدنتان احساس مي كنيد، در تمام بدنتان، خيلي خوش آيند است، اول پاهايتان آرامش پيدامي كند بعد دستها و بازوانتان و همين طور به تمام بدنتان سوق داده مي شود و متوجه مي شويد كه در كنار اين آرامش شما خواب آلوده تر مي شويد، هر لحظه خواب آلوده و خواب آلوده تر مي شويد، احساس سنگيني در تمام بدنتان ايجاد مي شود، دستهايتان سنگين مي شوند، بازوانتان سنگين مي شوند، پاهايتان سنگين مي شوند، بدنتان سنگين مي شود، خيلي سنگين، سنگين سنگين، و شما خواب آلوده و خواب آلوده تر مي شويد، يك خواب عميق، و با هر نفسي كه مي كشيد اين خواب عميق و عميق تر مي شود و سنگيني بدنتان را بيشتر و بيشتر احساس مي كنيد، بدنتان آنقدر سنگين مي شود كه به هيچ عنوان قادر به حركت دادن آن نيستيد، هر چقدر هم سعي كنيد نمي توانيد آن را حركت دهيد، مي توانيد در همان حالت خواب سعي كنيد، كاملا مي فهميد كه نمي توانيد، شما به صندلي چسبيده ايد، انگار كه با يك چسب خيلي محكم شما را به صندلي چسبانده اند و شما قادر به جدا شدن از صندلي نيستيد.
نقد تکنيک.......
سوالات اصلی در نقد تکنيکها........